فاطمه نورای عزیزم...
سلام سلام
دوست داشتم بیام برای میوه دلم مطالب جدید بنویسم .
فاطمه نازم، گل بهشتی مامان با هر لبخندت جوونتر میشم و اگه شمارو ناراحت ببینم
اشک تو چشام جمع میشه. بدون برام خیلی عزیزی پس همیشه بخند.
اینروزا دخترم کمی بد قلقی میکنی و لجباز شدی . اول بخاطر در آوردن دندونات هست که چهارمیش در
حال بیرون اومدن هست و یه کمی هم مقتضی سنت هست . اگه کیک یا بیسکویت یا شکلات و خوراکی
رو برات نصف کنیم اصلا نمیگیری و باید کاملشو بهت بدیم یا سرتو به چیز دیگه ای گرم کنیم تا اونو قبول
کنی.جای خوراکیایی که دوست داری تو یقچال باشه یا تو کابینت بلدی و با ایما و اشاره و کلمات نامفهوم
راهنماییمون میکنی تا بهت بدیم. مخصوصا اگه آدامس ببینی تا نگیری دست بردار نیستی.
اگه بهت کاری محول کنم انجام میدی مثلا بگم برو پیشبندتو بیار تا لیموشیرین بخوری یا برو کلاه و جورابتو
بیار بپوشم بریم بیرون ، یا لباستو تا کن بزار تو کشوت. جای سطل زباله رو هم بلدی و اگه تو خونه پوست
خوراکی یا دستمال کاغذی ببینی میگی اخه و میبری میندازی تو سطل آشغال و در کابینتو میبندی.
مامان جون ببخش که رفتیم و موهاتو کامل کوتاه کردیم . الهی من فدای تار موهایی بشم که یکسال و
اندی بود باهاشون زندگی کرده بودم . خودت هم وقتی خودتو تو آیینه میدیدی که مو نداری و یا دست به
روی سرت میکشیدی ناراحت شده بودی و یه چیزایی با ناراحتی به مامان میگفتی. مامان برای احساس
و دل مهربونت بمیره . یه کم دیگه موهای قشنگتر بیرون میاری .
اینروزا اشتهات به نسبت کمتر شده . میوه لیموشیرین دوست داری و غذا هم خیلی کم میخوری.
شیر پاستوریزه میخوری و بستنی رو هم دوست داری.
مامان یه روز دخمل گلشو برده مهد کودک نزدیک خونمون . مدیر اونجا چون آشنا بود کلی تحویلمون
گرفت و شما هم اونجا چون محیط برات جدید بود بازی کردی و ازینکه یهو چند تایی بچه با هم دیده
بودی در کنار اونا خوشحال شدی و مامان هم ازینکه اونجا رو دوست داشتی لذت برد عزیزم.
اینزوا با اسباب بازیات دیگه سرگرم نمیشی و اونا فقط ده دقیقه سرگرم اسباب بازی هستی.
نمیدونم باید چه کنم تا شما سرگرم بشی؟!
شبا هم با سختی میخوابی ... گاهی با قصه و ام ، گاهی با لالایی و ام و گاهی با زور.
چراغا که خاموش میشه تازه یادت میفته تشنه هستی و هی پشت سر هم میگی آب آب ...
الهی قربون دختر کوهنوردم برم که عاشق بالا رفتن از همه چی هست ،
دوستت دارم مامانی ، الهی که سالم باشی . آمین
عکسها ادامه مطلب:
کفشای جدید فاطمه که خیلی دوستشون داره

اینم اولین کفشی که دخملم باهاشون تاتی کرد

فاطمه اینروزا یکی از سرگرمیاش در آوردن لباس عروسکاشه

دخترم مشغول خوردن لیمو شیرین

فاطمه قشنگم تو دنیای کودکی



دخترم مشغول چیدن پرتقال از درخت باغچه خانه مامان بزرگ





فاطمه نورای عزیزم...
